خرید بک لینک
پلنگ سنگی دروازه های بسته شهرم مگو آزاد خواهی شد که من زندانی دهرم تفاوت های ما بیش از شباهت هاست باور کن تو تلخی شراب کهنه ای من تلخی زهرم مرا ای ماهی عاشق رها کن فکر کن من هم یکی از سنگ های کوچک افتاده در نهرم کسی را که برنجاند تو را هرگز نمی بخشم تو با من آشتی کردی ولی من با خودم قهرم تو آهوی رهای دشت های سبزی اما من پلنگ سنگی دروازههای بسته شهرم "فاضل نظری"

برچسب: نویسنده: سینا موسوی تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 3:57

امشب شبیست سرد و غم انگیز قصه کن از روزهای رفته یگان چیز قصه کن چیزی که تا هنوز برایم نگفته ای از برگ های دفتر پاییز قصه کن از تلخی صدای کلاغان دلم گرفت قدری شکر به قصه بیامیز قصه کن از شب به گوش پنجره نجوا چه می کنی ان را بیا به گوش من اویز قصه کن باغ افق تهی شده از سیب افتاب قاصد برو برای خدا نیز قصه کن بسیار شد حکایت گفت و شنود ما یک بار از خموشی ما نیز قصه کن "عفیف باختری"

برچسب: دفتر پاییزی,دفتر پاییز,دفتر خاطرات پاییز,دفتر مسافرتی پاییز صحرا,دفتر هواپیمایی پاییز صحرا, نویسنده: سینا موسوی تاريخ: سه شنبه 16 شهريور 1395 ساعت: 19:46

در حیرتم از خلقت آب، اگر با درخت همنشین شود، آنرا شکوفا میکند. اگر با اتش تماس بگیرد، آنرا خاموش میکند. اگر با ناپاکی ها برخورد کند، آنرا تمیز میکند. اگر با آرد هم آغوش شود، آنرا اماده طبخ میکند. اگر با خورشید متفق شود، رنگین کمان ایجاد میشود. ولی اگر تنها بماند، رفته رفته گند اب میگردد. دل ما نیز بسان آب است، وقتی با دیگران است زنده و تاثیر پذیر است، و در تنهایی مرده و گرفته است. پس بیاییم با، "باهم" بودن دلهایمان را زنده و سرحال نگهداریم...

برچسب: آب, باد, خاک,آب, نان, آواز,آب, فرهنگ و جامعه,آب, انسان, زمين,آب, آسمان, نویسنده: سینا موسوی تاريخ: سه شنبه 16 شهريور 1395 ساعت: 19:44

در "نوشته هایم" تنهاییم را پنهان می کنم... در "دلم" دلتنگی ام را... در "سکوتم" حرف های نگفته ام را... در "لبخندم" غصه هایم را... دل من... چه خردسال است !!! ساده می نگرد ! ساده می خندد ! ساده می پوشد ! دل من... از تبار دیوارهای کاهگلی است!!! ساده می افتد ! ساده می شکند ! ساده می میرد ! ساااااااااااااا xadااااااااده

برچسب: گل سرخ شعر,گل سرخ عاشقانه,گل سرخ تورنتو,گل سرخ سپیده فارسی,گل سرخ در جدول,گل سرخ آلزایمر,گل سرخ به انگلیسی, نویسنده: سینا موسوی تاريخ: سه شنبه 16 شهريور 1395 ساعت: 19:44

این که با خود می کشم هر سو، نپنداری تن است گورِ گردان است و درآن آرزوهای من است! آتش سردم که دارم جلوه ها در تیرگی چون غزالان در سیاهی دیدگانم روشن است من نه باغم، غنچه های ناز من تک دانه نیست پهنْ دشتم، لاله های داغ من صد خرمن است این که چون گل می درم از درد و افشان می کنم پیش اهل دل تن و پیش شما پیراهن است آسمان را من جگرخون کردم از اندوه خویش در جگر گاه ِ افق، خورشید، سوزن سوزن است این که می جوشد میان ِ هر رگم دردی است داغ دورگاه دردِ جوشان است و پنداری تن است ! سینه ام آتش گرفت و شد نگاهم شعله بار خانه میسوزد، نمایان شعله ها از روزن است آه

برچسب: آتش سرد چیست,آتش سرد,آتش سرد,شیمی,آتش سرد روزگار,فشفشه آتش سرد,سرداران آتش,آتش بازی سرد,پرنده اتش سرد کن,آزمايش آتش سرد,سریال آتش سرد, نویسنده: سینا موسوی تاريخ: سه شنبه 16 شهريور 1395 ساعت: 19:44

اى آنكه شراب نفست كم شدنى نيست اين شانه به موهاى تو محرم شدنى نيست اصرار نكن بگذرم از داشتن تو وقتى گذر از حقّ مسلّم شدنى نيست يك عُمر تو را خواستم از هركس وناكس "تقدير" به اين وصل مصمّم شدنى نيست "مى گفت صلاح ست كمى دور بمانيم مى گفت خودت را بكشى هم شدنى نيست ديوانه شدن ساده ترين شكل فراق است من زندگى ام بى تو مجسّم شدنى نيست بگذار تو را مثل خدايم بپرستم "سودازده" را ترس جهنّم شدنى نيست رؤياى من اين ست در آغوش تو باشم رؤياى قشنگى ست كه باهم شدنی نیست

برچسب: سودازده یعنی چه,روسپیان سودازده,دل سودازده,معنی سودازده, نویسنده: سینا موسوی تاريخ: سه شنبه 16 شهريور 1395 ساعت: 19:44

ديگر به خاموشيم ايمان دارم كه پروازگاهِ نگاه مرا در ميله هاى قفس دلتنگيم محدود نمود.

آه!

وقتى هواى آزادى ميكنم،

بيادم ميآيد كه بال اراده ام را تيرافسردگى ها شكسته است.

"ناهيد غزل"

برچسب: خاموشي عشق,خاموشي گناه ماست,خاموشي ذهن,خاموشي برق,خاموشي شعر,خاموشي زمين,خاموشي خورشيد,فيلم خاموشي,علينقي خاموشي,فوايد خاموشي, نویسنده: سینا موسوی تاريخ: سه شنبه 16 شهريور 1395 ساعت: 19:44

نيم شب همدم من ديده ي گريان منست ناله ي مرغ شب از حال پريشان منست در همه عمر دمي خاطر من شاد نبود گريه انگيز تر از مهر من آبان منست خنده ها بر لب من بود و كس آگاه نشد زين همه درد خموشانه كه بر جان منست به بهارم نرسيدي به خزانم بنگر كه به مويم اثر از برف زمستان منست غافل از حق شدم و قافله ي عمر گذشت ناله ام زمزمه ي روح پشيمان منست گر به سرچشمه ي توحيد رسم جاويدم ورنه هر لحظه ي من نقطه پايان منست در بر عشق بسي دم زدم از رتبت عقل گفت خاموش كه او طفل دبستان منست " مهدی سهیلی "

برچسب: ناله های بی فریاد,ناله به انگلیسی,ناله بدل شد گره,ناله را هرچند میخواهم,ناله در خواب,ناله نوزاد در خواب,ناله اگر که برکشم,ناله ی جودایی, نویسنده: سینا موسوی تاريخ: سه شنبه 16 شهريور 1395 ساعت: 19:44

تنها تر از برگم جدا از شاخه ام من ، نی هوای سوختن ، نی ریختن دارم اگر پاییز بگذارد ازین اندوه برون آیم بهاران را به رنگ و بوی دیگرتازه خواهم کرد وتا آخر کنار لاله های مست خواهم ماند و تا آخر برای دختر خورشید خواهم خواند و از باران برایم ، وصلت و دیدار خواهم ساخت من و باران دوتا مهمان خورشیدیم و من از بوسه ی باران به شادابی و نور وتازگی ، تسلیم میگردم من و باران دو تا تنها ، دوتا آیینه ی نوریم "بدیع"

برچسب: تنهاترین تنها,تنهاترین عاشق,تنهاترین سردار,تنهاترینم,روح پور تنهاترین عاشق,تنهاترين عاشق,تنهاترین ها,تنهاترين تنها,تنهاترین دختر,تنهاترین تنها چاوشی, نویسنده: سینا موسوی تاريخ: سه شنبه 16 شهريور 1395 ساعت: 19:44

اگر چه باز نبینم به خود کنارِ ترا عزیز می شمرم عشق یادگار ترا در این خزان جدایی به بوی خاطره ها شکفته می کنم از نو به دل بهار ترا زبان شعله به گوشم به بی قراری گفت حدیثِ سستی ِ قول تو و قرار ترا ز من جدا شده یی همچو بوی گل از گل؛ منی که داده ام از دست، اختیار ترا شدی شراب و شدم مست بوسه ی تو شبی کنون چه چاره کنم محنت خمار ترا؟ به سینه چون گل ِ عشقت نمی توانم زد به دیده می شکنم خارِ انتظار ترا چو بوی گل چه شود گر شبی به بال نسیم سبک برایم و گیرم ره دیار ترا همان فریفته سیمین با وفای توأم اگر چه باز نبینم به خود کنار ترا

برچسب: خزان جدایی,فیلم خزان جدایی, نویسنده: سینا موسوی تاريخ: سه شنبه 16 شهريور 1395 ساعت: 19:44

انگار اشتباها به خیابان بی نور هستی قدم میزنم. سوزن مژه هایم خستگی ودرد را روی حاشیه های روانم بخیه میزند. کوچه ها خالی وسایه های درختان با شیار های کشیده گام ها خطوط سرنوشتم را رقم میزند. تنها هستم مانند آن روز های دیگر که تنهائی مهمان ماندگار من بود. همراه با سایه خودم حرف میزنم و ابدیت آرامشم را سراغ میگیرم. حتی سایه ام مرا باور نمیکند ، شاید من از تبار رنج بی اعتمادی ورنگ آمده ام ، کسی باورم ندارد. روحم با ضربه های تند حرف و کلام رنجید. هر تار مویم جدا جدا مجروح گشت .گوئی واپسین نفس هایم را از درخت خشکیدۀ امید می چینم. با هر آبله ایکه روی روانم می

برچسب: تنهائی من,تنهائی یعنی,تنهائی پر هیاهو,تنهائی چقدر سخته,تنهائی شعر,تنهائی مکتب نبوغ است,تنهائی خیلی بهتره,تنهائی و غم,تنهائی های من,تنهائی ها, نویسنده: سینا موسوی تاريخ: سه شنبه 16 شهريور 1395 ساعت: 19:44

صفحه بندی